شهادت امام محمد تقی
Thu 21st Dec 2006
Thu 21st Dec 2006
سالروز شهادت امام نهم جهانیان


قالَ (ع): لاتَكُنْ وَلِیّاً لِلَّهِ فِى الْعَلانِیَةِ وَعَدُوّاً لَهُ فِى السِّرِ
دوست خدا در آشكار و دشمن او در پنهان مباش
دوست خدا در آشكار و دشمن او در پنهان مباش
شهادت جانگداز نهمین امام شیعیان حضرت امام محمد تقی، جواد الائمه (ع)، را به شما یاوران آن حضرت تسلیت می گوییم و امیدواریم که با تمسک به این امام عزیز در راستای حفظ و تثبیت راه و هدفش بیش از پیش موفق و کوشا باشیم.
التماس دعا،
انجمن اسلامی منچستر

نام: محمد.
كنیه: ابو جعفر ثانى.
القاب: تقى، جواد، مرتضى منتجب، مختار، قانع و عالِم.
منصب: معصوم یازدهم و امام نهم شیعیان.
تاریخ ولادت: نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى.
همچنین هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نیز نقل شده است؛ اما مشهور بین شیعیان، دهم رجب سال 195 هجرى مىباشد. در دعاى ناحیه مقدسه نیز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فى رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ الثَّانى وَابْنِهِ عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ»(1).
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: امام رضا، على بن موسى بن جعفر بن محمدبن على بن حسین بن على بن ابىطالب(ع).
نام مادر: سبیكه، یا سكینه مرسیه و یا درّه كه حضرت رضا(ع) او را خیزران نامید.
وى از اهالى «نوبه» و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم، پسر پیامبر اكرم (ص) و از زنان بزرگوار زمان خویش بود.
مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا (ع)، در آخر ماه صفر سال 203 هجرى تا ذى قعده سال 220 هجرى، به مدت شانزده سال و نه ماه.
تاریخ و سبب شهادت: آخر ذى قعده سال 220 هجرى، در سن 25 سالگى، به وسیله زهرى كه همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحریك برادرش، جعفر بن مأمون و عمویش، معتصم عباسى، به آن حضرت خورانید.
محل دفن: مقابر قریش بغداد، در جوار قبر شریف جدش، امام موسى كاظم(ع) كه هم اكنون به كاظمین معروف است.
كنیه: ابو جعفر ثانى.
القاب: تقى، جواد، مرتضى منتجب، مختار، قانع و عالِم.
منصب: معصوم یازدهم و امام نهم شیعیان.
تاریخ ولادت: نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى.
همچنین هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نیز نقل شده است؛ اما مشهور بین شیعیان، دهم رجب سال 195 هجرى مىباشد. در دعاى ناحیه مقدسه نیز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فى رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ الثَّانى وَابْنِهِ عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ»(1).
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: امام رضا، على بن موسى بن جعفر بن محمدبن على بن حسین بن على بن ابىطالب(ع).
نام مادر: سبیكه، یا سكینه مرسیه و یا درّه كه حضرت رضا(ع) او را خیزران نامید.
وى از اهالى «نوبه» و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم، پسر پیامبر اكرم (ص) و از زنان بزرگوار زمان خویش بود.
مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا (ع)، در آخر ماه صفر سال 203 هجرى تا ذى قعده سال 220 هجرى، به مدت شانزده سال و نه ماه.
تاریخ و سبب شهادت: آخر ذى قعده سال 220 هجرى، در سن 25 سالگى، به وسیله زهرى كه همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحریك برادرش، جعفر بن مأمون و عمویش، معتصم عباسى، به آن حضرت خورانید.
محل دفن: مقابر قریش بغداد، در جوار قبر شریف جدش، امام موسى كاظم(ع) كه هم اكنون به كاظمین معروف است.
زمامداران معاصر
1. مأمون (218-196 ق.).
2. معتصم (227-218 ق.).
پس از شهادت امام رضا (ع) مأمون با امام محمدتقى (ع) رفتار نیكویى را در پیش گرفت و دخترش، ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و آن حضرت را بر همه اطرافیان خویش اعم از عباسیان و علویان ترجیح وبرترى داد؛ اما معتصم عباسى با این كه در ظاهر با آن حضرت، با اكرام و اعزاز رفتار مىكرد، ولى در واقع دشمنى آن حضرت و آل على (ع) را در سینه داشت و در صدد تحقیر و نابودى آنان بر مىآمد.
1. مأمون (218-196 ق.).
2. معتصم (227-218 ق.).
پس از شهادت امام رضا (ع) مأمون با امام محمدتقى (ع) رفتار نیكویى را در پیش گرفت و دخترش، ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و آن حضرت را بر همه اطرافیان خویش اعم از عباسیان و علویان ترجیح وبرترى داد؛ اما معتصم عباسى با این كه در ظاهر با آن حضرت، با اكرام و اعزاز رفتار مىكرد، ولى در واقع دشمنى آن حضرت و آل على (ع) را در سینه داشت و در صدد تحقیر و نابودى آنان بر مىآمد.
رویدادهاى مهم
1. عزیمت امام رضا (ع)، پدر بزرگوار امام جواد (ع)، از مدینه به خراسان به اجبار مأمون عباسى، در سال 200 هجرى.
2. شهادت امام رضا (ع)، در خراسان، به دست مأمون عباس در سال 203 هجرى.
3. فراخوانى امام محمد تقى (ع) به بغداد، توسط مأمون عباسى.
4. تزویج ام الفضل، دختر مأمون به امام محمد تقى (ع)، توسط مأمون و اظهار نگرانىِ عباسیان از این مسأله.
5. بازگشت امام جواد (ع) از بغداد (پایتخت عباسیان) به حجاز به بهانه انجام مراسم حجّ بیت اللّه الحرام.
6. وفات مأمون عباسى، در سال 218هجرى.
7. به خلافت رسیدن معتصم عباسى پس از وفات مأمون.
8. فراخوانىِ مجدد امام محمدتقى (ع) به بغداد، از سوى معتصم عباسى، در اوائل سال 220 هجرى.
9. توطئههاى معتصم عباسى، ام الفضل و جعفر بن مأمون علیه امام جواد (ع).
10. مسموم شدن امام جواد (ع)، توسط همسرش، ام الفضل و به شهادت رسیدن آن حضرت، در اواخر سال 220 هجرى.
1. عزیمت امام رضا (ع)، پدر بزرگوار امام جواد (ع)، از مدینه به خراسان به اجبار مأمون عباسى، در سال 200 هجرى.
2. شهادت امام رضا (ع)، در خراسان، به دست مأمون عباس در سال 203 هجرى.
3. فراخوانى امام محمد تقى (ع) به بغداد، توسط مأمون عباسى.
4. تزویج ام الفضل، دختر مأمون به امام محمد تقى (ع)، توسط مأمون و اظهار نگرانىِ عباسیان از این مسأله.
5. بازگشت امام جواد (ع) از بغداد (پایتخت عباسیان) به حجاز به بهانه انجام مراسم حجّ بیت اللّه الحرام.
6. وفات مأمون عباسى، در سال 218هجرى.
7. به خلافت رسیدن معتصم عباسى پس از وفات مأمون.
8. فراخوانىِ مجدد امام محمدتقى (ع) به بغداد، از سوى معتصم عباسى، در اوائل سال 220 هجرى.
9. توطئههاى معتصم عباسى، ام الفضل و جعفر بن مأمون علیه امام جواد (ع).
10. مسموم شدن امام جواد (ع)، توسط همسرش، ام الفضل و به شهادت رسیدن آن حضرت، در اواخر سال 220 هجرى.
داستان
تواضع على بن جعفر (ع) در برابر امام جواد (ع)
روزى امام محمد تقى (ع) بر عموى پدرش، على بن جعفر الصادق (ع) وارد گردید. على بن جعفر، كه در كهولت سن بود، به احترام آن حضرت از جاى خود برخاست و وى را به حدى تكریم و تعظیم نمود كه سرزنش اطرافیان را برانگیخت و به او خُرده گرفتند كه تو عموى پدرش و بزرگ خاندان آل امام جعفر صادق (ع) هستى، چگونه با این كهولت سن، براى این نوجوان تواضع مىكنى؟ على بن جعفر در كمال متانت، دست به محاسن خویش كشید و گفت: اگر خداوند منان این محاسن سفید مرا براى امامت لایق ندانست، من آن را سزاوار آتش جهنم مىدانم اگر به امامت ولىّ زمان خود، حضرت امام محمد تقى (ع) اقرار نكنم(2).
على بن جعفر كه رحمت حق بر روانش باد، با این گفتار و كردار خود، به اطرافیان خویش و تمام مسلمانان در اعصار بعد، درس امامشناسى آموخت.
تواضع على بن جعفر (ع) در برابر امام جواد (ع)
روزى امام محمد تقى (ع) بر عموى پدرش، على بن جعفر الصادق (ع) وارد گردید. على بن جعفر، كه در كهولت سن بود، به احترام آن حضرت از جاى خود برخاست و وى را به حدى تكریم و تعظیم نمود كه سرزنش اطرافیان را برانگیخت و به او خُرده گرفتند كه تو عموى پدرش و بزرگ خاندان آل امام جعفر صادق (ع) هستى، چگونه با این كهولت سن، براى این نوجوان تواضع مىكنى؟ على بن جعفر در كمال متانت، دست به محاسن خویش كشید و گفت: اگر خداوند منان این محاسن سفید مرا براى امامت لایق ندانست، من آن را سزاوار آتش جهنم مىدانم اگر به امامت ولىّ زمان خود، حضرت امام محمد تقى (ع) اقرار نكنم(2).
على بن جعفر كه رحمت حق بر روانش باد، با این گفتار و كردار خود، به اطرافیان خویش و تمام مسلمانان در اعصار بعد، درس امامشناسى آموخت.
كلمات شریفه
1. قالَ الْجَوادُ (ع): عِزُّ الْمُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بىنیازى او از مردم است.
2. قالَ (ع): مَنِ اسْتَفادَ اَخاً فِى اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ.
كسى كه براى رضاى خداوند، برادر دینىاش را استفاده رساند، خانهاى را در بهشت به استفاده خواهد برد.
3. قالَ (ع):اِیَّاكَ وَمُصاحَبَةِ الشَّریرِ فَاِنَّهُ كَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَیَقْبَحُ آثارُهُ.
از رفاقت با آدم بد بپرهیز؛ چه این كه او به مانند شمشیر كشیدهاى است كه منظرش نیكو و آثارش زشت است.
4. قالَ (ع):اَلْمُؤْمِنُ یَحْتاجُ اِلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللَّه، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ
هر مؤمنى به سه خصلت نیازمند است: توفیق الهى، واعظى از نفس او كه پیوسته او را موعظه كند، و قبول كند از آن كه او را نصیحت كند.
1. قالَ الْجَوادُ (ع): عِزُّ الْمُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بىنیازى او از مردم است.
2. قالَ (ع): مَنِ اسْتَفادَ اَخاً فِى اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ.
كسى كه براى رضاى خداوند، برادر دینىاش را استفاده رساند، خانهاى را در بهشت به استفاده خواهد برد.
3. قالَ (ع):اِیَّاكَ وَمُصاحَبَةِ الشَّریرِ فَاِنَّهُ كَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَیَقْبَحُ آثارُهُ.
از رفاقت با آدم بد بپرهیز؛ چه این كه او به مانند شمشیر كشیدهاى است كه منظرش نیكو و آثارش زشت است.
4. قالَ (ع):اَلْمُؤْمِنُ یَحْتاجُ اِلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللَّه، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ
هر مؤمنى به سه خصلت نیازمند است: توفیق الهى، واعظى از نفس او كه پیوسته او را موعظه كند، و قبول كند از آن كه او را نصیحت كند.
منبع: www.irib.ir